کینیچیواااا
خب بالاخره خودمو جمع و جور کردم:-\
الان میخوام ماجرای اوتاکو شدنم را بگویم یاه یاه یاه یاه
خب خب یکی از دختر عمه هام شیفته مانگا و انیمه بود(و هنوز هم هستتتتت)
اون رفته بود اون یکی دختر عمم رو اوتاکو کرد
و اینکه کلا همه خانواده میگفتن که انیمه فلانه و بهمانه
و دوتا دخترعمه که یه روز نشسته بودن
و منم درحال فضولی کردن!!!
دیدم که دارن یه چیزی نگاه میکنننننن!!!!
وضعیت من در اون لحظه:بزاریدددددد منم ببینممممم
بله!!!
داشتن انیمه سگهای ولگرد بانگو میدیدن
که قسمت چهارمش هم لود
و من در همون لحظه مبارک رو دازایییی کراش زدمممممممم
و وقتی اومدم خونه فکر کنم تا فصل دوم سگهای ولگرد بانگو رو یه کلههههه دیدم
(هنوز وقت نکردم فصل سومشو ببینم:-\ )
کلاااا اگه یکی از اعضای خانواده اوتاکو باشه کم کم همه اعضای خونواده رو اوتاکو مینمایدددد!!!
منم با پدر گرام نشستم اتک آن تایتان رو دیدم
ولی واقعا از اول انیمه پدر گرام نشست به کراش های من تیکه پروند
و کلا بگم که ما سه تا منو دخترعمه هامممم
اوتاکو بیدیممممم
خب خب
سایوناراااا
کینیچیوااااا
اون روز یکی بهم گفت
چرا از یه انیمه فقط آپ نمیکنی که پستات قاطی نشن؟؟؟
خواستم بگم که این یه وبلاگه برای خودم درسته؟؟
پس فکر کنم نیاز نباشه که حتما وقف مراد اون فرد باشه
برا همین گفتم امروز از اتک آن تایتان و عکسای لیوای جونممممم اپ کنم که بگم پستام قاطی نمیشه و خودمم راضیم نه اینکه نظر بقیه برام مهم نباشه!
نه همچین چیزی نیست
ولی فقط حسمو گفتم
خب تو این یه هفته میخوام بترکونمممم
سایونارااا
کینیچیواااا
این نقاشیمو خیلی دوستتت
دختره خیلی کاواییههههه
دوستش دارممممم تازه این مدل نشستنشو خیلی دوست دارم
تازه خیلی اشیا دور و برش جذابه
مثلا اینکه رو میز نشسته
خخخخ خودمم همیشه هنوز زنگ کلاس نخورده
رو میز میشینم
بسی حال میدههه

ولی یکم سایشو بد زدم
برا همین یکم رو مخمه
یاه یاه یاه فکر کنم خودم تو مسابقه برنده بشممم
شوخی کردم
زیادی از خودم تعریف کردم
مسابقه برا من نیست
برا کاربرای وبلاگه
خب
سایونارااااا
کینیچیواااااا
دایجوبه؟؟؟
خب یه مسابقه ترتیب دادممم
لطف کنین از نقاشیایی که از شخصیتهای انیمه ای میکشین برام عکس بگیرین و توی گفتینو برام بفرستین
میتونه اون شخصیت توی انیمه ای هم نباشه همینجوری یه عکس شخصیت انیمه ای دیدین تو هیچ انیمه ای نبوده دوست داشتین بکشینش
امیدوارم بهترین نقاشیاتونو برام بفرستین
خب دیگه فقط اومده بودم مسابقه رو اعلام کنم و برممم
سایوناراااااا
خب اینم از این دوتا خوجگل که هزار ماشاالاله عین آدم نمیخوابن و نمیتونن که بخوابن (محض اطلاع منم اینجوری بیدم یه سری خوابیده بیدم شبش قل خورده بیدم در اتاق هم باز بیده و من هم رفته بیدم تو هال کلا یه وضعی حالا ولش برویم سر بحثمان)کانکی دو مثل اینکه خروپوف مینماید کلا معلوم بیده بدبخت کانکی یک چگونه میخوابد؟؟؟ تو نظرات بهم بگید که چجوری با وضع خروپوف انقدر راحت خوابیده بیده

کینیچیوااا
اومدم با عکسهای انیمه ناکجا آباد موعوددد
ولی یه سوالللل این عکس بالاییهههه چرا اما وسط نیست؟؟؟
همیشه اما وسط بودددد

نورمنننننن بدووو از همشون بزن جلوووو
بدوووو
رییی تو هم از اما بزن جلووو
نزارین اما بببرههههههه

من الان سکته میزنمممممم
یکی بیاد منو جمع کنهههه
اینا چقدر کاوایییننننن

ولی دندونای ری و نورمن تو این عکس رو مخمههههه
ولی لایکککککک
برای خودمممم

این عکسو خودم به شخصههههه
خیلی دوستتتتتت

خب اینم عکس آخرررر
منم دیگه برمممم تا از رو زمین محو نشدمممم
خدااا اینا چقدر کاوایینننن!!!!
خب سایوناراااااا
سلام به همگی اومدم با رمانم قسمت هارو میخوام طولانی تر کنم به شرط اینکه نظر بدین
خب برین ادامه
میرسن کافه کورالاین:بیا بریم جای همیشگی بشینیم میکا:اوهوم میرن که بشینن که میکا سر جای کورالاین میشینه کورالاین :اوهوککک تکیه بر جای بزرگان؟؟؟؟
میکا:بیشین دیگه کورالاین:اصلا قهرم میکا:بیا بشین سر جا خودت اصلا نمیزاری یه جا هم راحت بشینم کلا سرطان جون منی و پا میشه و صندلی رو به رو کورالاین میشینه کورالاین هم میشینه یهو گارسون تشریف میاره گارسون:چی میل دارید؟؟کورالاین:من دو تا کیک شکلاتی و یه قهوه میکا:منم یه قهوه گارسون:سریع آماده میشه میکا:ممنون گارسون میره میکا:کارد بخوره به شکمت دختر این همه رو میریزی کجات؟؟کورالاین:انگار مال تو رو خوردم و میره تو گوشیش میکا هم در و دیوار رو نگاه میکرد که گارسون بعد یک ربع سفارششون رو میاره و میزاره رو میز میکا:ممنون و گارسون میره کورالاین شروع میکنه به خوردن هنوز نصف کیکشو نخورده بود که قهوش رو سر میکشه و بلند میشه کورالاین:من دیگه نمیتونم بخورم باید برم خونه کلی درس ریخته سرم بای میکا:بابای کورالاین از کافه میزنه بیرون و میره خونه سلام میکنه دیوید:اوهوک راه خونه رو گم کرده بودی انقدر دیر رسیدی؟؟کورالاین:خفه شو الدنگ مامان:سلام عزیزم کورالاین:میرم تو اتاقم درس بخونم دیوید:چه عجببب کورالاین میره طبقه بالا تو اتاقش سر میز تحریرش کتاب تاریخش رو باز میکنه و شروع میکنه به خوندن تا فصل نه و کتابو میبنده کورالاین:هوففف تموم شد و لباساشو عوض میکنه و یه شلوار سفید چسب و یه تی شرت مشکی میپوشه و میره تو تختش و میخوابه برا شامم نمیره پایین صبح با صدای زنگ ساعتش از خواب پا میشه
قسمت بعدی سه نظر
کینیچیوا میناااا
چند روز پیش پنج تا آزمون داده بودم
الان نتیجش اومدهههه
ریاضی نمره کامل فیزیک نمره کامل زبان نمره کامل علوم نمره کامل و اجتماعی هجده و هفتاد و پنج
یعنییی عالییی بودممم
بالاترین نمره کلاس رو گرفتم
البته شبا بیدار میموندم تا صبح درس میخوندمم
مثل لودر خوندم
این چند روز هم مهمون بودیم
ولی من با این درس خوندنم
هم میزبان و هم خانواده خودم اعصابشونو خورد کردم
حالا خوبه میزبان عمم بود
خخخخ
البته اینا آزمونای نهایی نبود
ما نهمای بدبخت باید بریم حضوری آزمون نهایی بدیم
تازه گفتن برا آزمون صندلیا رو با رعایت فاصله اجتماعی
به خاطر کورونا میچینیم
فاصله اجتماعی هم یک متر و نیم
من موندم این همه جا از کجا میخوان بیارن؟؟؟؟
خخخخخ
خب حالا که مدتی از شر آزمون خلاصم میخوام بترکونمممم
خب دیگه اومدم خبر خوشمو بدم و برم بابایییی
خب خب دوباره دو کلوم حرف حساب براتون اوردم اینم یک نوع تیکست به نظرم که وقای کسی گفت عشق فلانه و بهمانه و از این چرت و پرتا
اوتاکوهای عزیز این تیکه رو میتونن پرتاب کنن تو صورت طرف
من چقدررر روشن فکرم قریون خودم برم
آمار مطالب
آمار کاربران
آمار بازدید
اطلاعات شما