تشریف ببرید ادامه مطلب
بدویین دیگه
تارو:
تادا هم از اونور داشت از خنده میپوکید تادا:خخخخ هنوز هم قربون صدقه جذبش میری؟؟؟ تارو:خفه بابا میرسن دم در مدرسه کورالاین سریع پیاده میشه و اون
سه تا هم پشت سرش پیاده میشن کورالاین میخواد بره تو که تارو دستشو میگیره تارو:وایسا با ما بیاین
کورالاین دستشو از تو دست تارو بیرون میکشه و تادا که یکم جلوتر از اونا وایساده بود کورالاین میره پیش تادا کورالاین:برو داداشت رو جمع کن تادا:هوففف و کورالاین سریع میره تو
شایزوکی:هوی برو دنبالش کارات شرم اوره اون گم میشه تادا:برو بابا و میره تو سالن چند قدم جلوتر و دست کورالاین رو میگیره و میارتش تادا:این بود گم شدنش؟؟؟
کورالاین:هوی منم که از پشت کوه نیومدم لازم نیست مثل بچه ها باهام رفتار کنید کتلتا شایزوکی:بهتر نیست بریم؟؟ من میرم کلاسم و تو تارو و تادا هم برین و از اونا خداحافظی میکنه تارو:من جلوتر میرم کورالاین:گمشو باو چرا به من میگی؟؟؟ اهه تادا دست کورالاین رو میگیره و میرن تو سالن به طرف کلاسشون موهای کورالاین تو صورتش بود و سرش پایین تادا:چرا سرتو انداختی پایین کورالاین چان؟؟ کورالاین:امم ........خ...ب
قسمت بعدی=۱۲ نظر
آمار مطالب
آمار کاربران
آمار بازدید
اطلاعات شما