
چرا وایسادی ؟ برو ادامه
.. کرولاین دستشو از تو دست تادا میکشه و یکی میخوابونه تو گوش تادا و گریه کنان میره تو باغ..
تارو : واقعا باید به این قدرت افرین گفت
اون دوتا ی دیگه با هم : تو یکی خفه شو
.. کرولاین وقتی میره تو باغ کنار رز های زرد فرانسوی گریه میکنه تادا از دور میبینه که کرولاین داره گریه میکنه میره و کنارش میشینه..
تادا: میدونی چیه هر کسی یه سرنوشتی داره پس تو نباید گریه کنی
کرولاین :ام...ما تو میتونی این سرنوشت رو تغییر بدی
..تادا دستشو میزاره رو شونه ی کرولاین و اونو بغل میکنه..
تادا : خودت به وقتش میفهمی که نمیتونم سرنوشتت رو تغییر بدم
کرولاین : نمیدونم چرا همیشه سرنوشت روی بدش رو به من نشون میده
تادا : ول کن بیا بریم تو
کرولاین : باشه
.. میرن تو عمارت و..
تارو : کرولاین چان بیا تا اتاقتو نشونت بدم
کرولاین: او باشه
.. تارو رونو به یه اتاق خواب ابی راهنمایی میکنه..
کرولاین : ( با صدای نازک و ناراحت ) ممنون خیلی قشنگه
تارو : خوش حالم که خوشت اومد
... ومیره بیرون کرولاین خودشو میندازه رو تخت ...
کرولاین : خدایا یعنی این سرنوشتمه؟؟ خب پس من بدشانس ترین ادم دنیا هستم
.. تا اینکه شایزوکی وارد میشه..
شایزوکی: نمیتونیم به خاطر اومدن تو به مدرسه نریم پس بیا بپوششون
کرولاین : خب پس به مدرسه ی شبانه میریم
شایزوکی : چه عجب پس باهوشی
کرولاین : فعلا برو بیرون تا لباسمو عوض کنم پشمک بابانوئل
شایزوکی: این طرز حرف زدنت شرم اوره
کرولاین : ( زیر لب ) برو باباگمشو
.. کرولاین یونی فرم مدرسشو میپوشه و میره جلوی اینه ..
کرولاین : خیلی بهم میاد
.. کرولاین میره پایین تارو رو میبینه..
تارو : کرولاین چان بیا سوار ماشین بشیم و بریم مدرسه
کرولاین : باشه
.. کرولاین میره و سوار ماشین میشه خیلی شیک بود یه لیموزین مشکی .. کرولاین سرشو انداخته بود پایین..
شایزوکی : خوبه که با وضعیت فعلیت یا بهتره بگم همیشگیت کنار اومدی
کرولاین : خفه شو اب نبات چوبی ( اینو با داد میگه )
تارو : واقعا جذبه ی ما سه تا رو روی هم بزاری اندازه ی کرولاین چان نمیشه
کرولاین : هر وقت گفتن هاپ هاپ اونوقت بگو واق واق
تارو :...
این قسمت مجانی بود برین حالشوببرین
آمار مطالب
آمار کاربران
آمار بازدید
اطلاعات شما
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید