میکا میزنه رو شونه ی تادا تادا برمیگرده میکا:من میکا هستم او راستی از دستش ناراحت نشو از پسرا زیاد خوشش نمیاد تادا بدون اینکه حرفی بزنه برمیگرده زنگ تفریح میخوره میکا:معلمه داشت زیادی چرت و پرت میگفت کورالاین :دقیقا خب بزار ادای یه احمقی رو برات در بیارم میکا:منظورت تادا آنزوعه؟؟ کورالاین:آره منظورم اون پشمکه
میکا:به اون بدبخت چیکار داری؟؟
کورالاین:خیلی رو مخمه و کنست میکا:بزار دو کلمه باهات حرف بزنه بعد غر غر کن شپل کورالاین دستاش رو به صورت شاخ میزاره رو سرش و ادا در میاره کورالاین:کورالاین چان اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو گگگگگک و زبونش رو به نشانه مسخره کردن در میاره میکا داشت از خنده میمرد میکا:خخخخخ...خخخخ خدا نکشدت بشررر
کورالاین :فعلا بیا بریم سر کلاس هوفففففف میکا:منم دقیقا الان میخواستم همین حرف توعه شپل رو بگم کورالاین به شوخی میزنه پس کله میکا کورالاین:بیشین بینیم باو و در میره و میکا هم دنبالش همینطوری بدو بدو میرسن سر کلاس کورالاین چون ته میزش میشینه یهو میخوره به تادا تادا:او کورالاین چان
کورالاین:حالا انگار چیشده!!!؟؟؟و با دستش تادا رو کنار میزنه و میره میشینه یهو ناظم میاد تو کلاس ناظم:معلم علومتون امروز نمیاد پس برید خونه کورالاین:خب خوبه کورالاین:میکا بیا بریم کافه میکا:دقیقا الحق که گل گفتی و با هم از مدرسه میزنن بیرون و میرن سمت کافه
آمار مطالب
آمار کاربران
آمار بازدید
اطلاعات شما