جستجوگر سایت
قسمت ۹ رمان عشق و نفرت

سلام به همگی اومدم با رمانم قسمت هارو میخوام طولانی تر کنم به شرط اینکه نظر بدین 

خب برین ادامه


برمیگرده میبینه میکاست ......

کرولاین : سلام میکا چان

.. رو دیوار مدرسه میبینه که مدرسه به دلیل نبودن مدیر بستست تا یک هفته شایدم بیشتر تادا با عصبانیت میزنه بیرون از مدرسه کرولاین هم بدون اینکه از میکا خداحافظی کنه میره بیرون و میبینه که تادا سوار یه تاکسی میشه سریع یه تاکسی میگره و دنبال تادا میره...

کرولاین : این پشمک خیلی مشکوک میزنه باید ببینم چی کار میکنه چیکارست

.. تقریبا دو ساعت و نیم دنبالش بود که میرسه دم در یه عمارت بزرگ..

کرولاین: خب بسه دیگه فهمیدم کجا زندگی میکنه  ولی نه باید یکم بیشتر فوضولی کنم

.. پول راننده رو حساب میکنه و میاد پایین و میره تو باغ عمارت و نامحسوس دنبالش میره اول تادا تشریف میبره تو ..

کرولاین : این همه زحمت نکشیدم و دنبالش نیومدم که همینطوری و بدون اینکه چیزی دستگیرم بشه برگردم

.. ومیخواد درو باز کنه که یهو در باز میشه کرولاین که خیلی بهش برخورده بود..

کرولاین : باید به پیشوازم میومدن نه اینطوری 

.. و میره تو چند قدم میره جلو که میبینه در بسته میشه ..

کرولاین : فکر کنم خیلی زیاده روی کردم باید برگردم 

.. میخواد برگرده سمت در و بره بیرون که میبینه یکی دستشو میگیره بر میگرده ببینه کیه که میبینه .....

 

به نظرتون کی رو میبینه؟؟؟

نظررررررر بدین لطفا 

قسمت بعدی = ۶ نظر

[ چهارشنبه 28 خرداد 1399 ] [ 05:40 ] [ karakito ] [ بازدید : 154 ] [ نظرات (0) ]
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
آخرین مطالب
عکس دختر انیمه ای (شنبه 06 تیر 1405)
عکس دختر انیمه ای (شنبه 06 تیر 1405)
post (شنبه 06 تیر 1405)
صحبتای دوستانه(-: (شنبه 06 تیر 1405)
بچگی ساکاماکیا^^ (شنبه 06 تیر 1405)
عکس نوشته انیمه ای (شنبه 06 تیر 1405)
عکس نوشته انیمه ای (شنبه 06 تیر 1405)
عکس نوشته انیمه ای (شنبه 06 تیر 1405)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
<