کورالاین دستش رو گذاشت زیر چونش کورالاین:خب اونو ول کنیم دیگه چه خبر؟؟میکا تا میاد حرف بزنه یهو معلم جغرافی تشریف فرما میشود که میبینن پشت سرش یه پسر قد بلند با موهای آبی تیره و چشمای سورمه ای میاد تو معلم میشینه سر جاش معلم:خب سلام دانش اموزا امروز یه دانش اموز جدید داریم که میخوان خودشون رو معرفی کنن و روش رو به طرف پسره میکنه معلم اقای آنزو لطفا خودتون رو برای دانش اموزا معرفی کنید پسره:او بله حتما و روش رو به طرف کلاس میکنه پسره:من تادا آنزو هستم امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم معلم:ممنونم و اینکه چون همه ی نیمکتها پره و ساکونا یک ماه نمیاد مدرسه چون مریضه شما پیش کورالاین چان میشینی تادا:ممنونم و میاد و میشینه کنار کورالاین تادا:کورالاین چان اگه چیزی لازم داشتید بهم بگید کورالاین:ده کی همین یکی رو کم داشتم
آمار مطالب
آمار کاربران
آمار بازدید
اطلاعات شما